دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
151
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
نيز صدق مىكند و اگر تدليس صادق باشد ، حكم فسخ مىآيد . در روايات تدليس ، جملهاى ذكر شده كه در مقام تعليل است و مىتوان از آن استفاده كرد كه تدليس ويژه امور ذكر شده در روايات نيست : « يوجع ظهره كما دلّس نفسه . » « 1 » آية اللّه خوانسارى نيز در دلالت و هم در تعليل خدشه و ترديد كرده است ، « 2 » امّا بر خلاف ترديد وى تمام جمله ، در مقام تعليل است و خصوص « كما » مورد نظر نيست و مىتوان ادعا كرد كه « كما » دلالت بر تعليل دارد ؛ چنانكه بسيارى از علماى نحو و ادب و تفسير در مورد جملهء وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ متذكر شدهاند كه « كما » در اينجا در مقام تعليل است و تعليل شايستهء تعميم است ؛ يعنى هر موردى كه تدليس صدق كند ، سبب فسخ عقد مىشود ، و اگر يكى از زن و مرد به مرضى مسرى گرفتار بود ، و ديگرى را خبر نكرد و با او ازدواج كرد ، اين مورد نيز در واقع ، خود نوعى تدليس است . دليل سوم : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « لا يورد ممرض على مصحّ . » « 3 » اين حديث در منابع عامّه ذكر شده است و بعضى از محققان معاصر به آن تمسك جستهاند ، « 4 » مبنى بر اينكه بايد از گرفتار به مرض ايدز كناره گرفت و به بيان امروزى او را قرنطينه كرد . ابتدا سند و فقه الحديث روايت ياد شده را برمىرسيم ، تا روشن شود آيا مىتواند دليل بحث - يعنى لزوم جدايى دختر و پسرى كه طبيب تشخيص ابتلا به ايدز آن دو را داده است - قرار گيرد يا نه ؟ ابن اثير ( 606 ه . ق ) اين حديث را در نهايه آورده و به شرح آن پرداخته است . ابن منظور نيز در لسان العرب به تفصيل ، سخنان او را آورده است : به گفته اين دو ، « ممرض » كسى است كه شتران او مريضند ؛ يعنى صاحب شتران مريض و در برابر آن مصحّ
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 608 . ( 2 ) . جامع المدارك ، ج 4 ، ص 363 . ( 3 ) . صحيح مسلم ، بشرح النووى ، ج 7 ، باب لا عدوى ، ح 2221 ؛ صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 39 . ( 4 ) . الفكر الإسلامى ، السنة الثالثة / 11 / 72 .